نوع مطلب :خلاصه قسمت های افسانه جامیونگ گو ،افسانه جامیونگ گو ،
نوشته شده توسط:مدیر کل
با سلام خدمت کاربران
از این به بعد خلاصه قسمت های جامیونگ گو رو نیز می تونید از وبلاگ دریافت کنید
امروز خلاصه قسمت اول رو براتون می زارم برای مشاهده به ادامه مطلب بروید
ابتدای سریال پادشاه دائه موشین ( موهیول ) رو میبنیم که سربازانش رو جمع کرده که به کشور ناک رانگ حمله کنند.
* دائه موشین = لقب موهیول


بعد از این ، می رویم به یک سال بعد - زمانی که کشور ناک رانگ توسط گوگوریو نابود شده
هودونگ پسر موهیول که حالا حسابی بزرگ و نیرومند شده در حال تمرین رزم با زیردستاشه که در چند حرکت فوق العاده اونها رو تار و مار میکنه ! خب به هر حال نتیجه جومونگه دیگه و خون جومونگ تو رگهاشه!

وقتی که هودونگ خودش رو داره واسه یه مراسم آماده میکنه عمه اش ( خواهر موهیول - که کسانی که امپراطور بادها رو دیدند قطعا باهاش آشنا هستند ) در کنارشه و لباسهاش رو مرتب میکنه که هودونگ بهش میگه که اجازه بده خودم این کار رو انجام میدم که عمه اش میگه که ....


بعد از اینکه لباسش رو درست کرد یکی از افراد هودونگ میاد و به هودنگ میگه که قبر پرنسس کشور ناک رانگ ( لا-هی ) رو پیدا کردم.

در این مورد یه توضیح رو بدم که کشور ناک رانگ دو پرنسس داشته . یکی با نام جامیونگ و دیگری لا-هی که از یک پدر و دو مادر بودند. هودونگ عاشق جامیونگ میشه ولی از طرفی پرنسس لا-هی علاقه بسیار زیادی به هودونگ داره. در این بین قبلا در زمان تولد این دو پرنسس پیشگویی شده بود که همزمان یکی از این دو پرنسس باعث نابودی کشورش میشه و اون یکی کشورش رو نجات میده . خب این رو تا اینجا داشته باشید تا بعدا بیشتر در این مورد صحبت خواهم کرد. اما کشور ناک رانگ صاحب یه طبل آسمانی جامیونگ بوده که هر وقت دشمنان به ناک رانگ حمله می کردند این طبل خود به خود شروع به کوبیدن میکرده. موهیول که سالها به دلیل همین طبل از حمله به کشور ناک رانگ عاجز بوده این ماموریت بزرگ رو بر عهده پسرش هودونگ میسپاره که هودونگ نیز چون میدونسته لا- هی عاشق اون شده از عشق لا -هی استفاده میکنه و بهش میگه اگر میخوای با من باشی باید اول اون طبل رو نابود کنی که بعدا لا- هی طبل رو نابود میکنه و با خیانت به کشورش باعث سقوط ناک رانگ میشه اما در اثر یک اتفاق که بعدا در ادامه سریال متوجه خواهید شد کشته میشه و حالا میرسیم به ادامه داستان.....
وقتی که اون فرد میاد و به هودونگ میگه که قبر لا-هی رو پیدا کرده هودونگ ازش میپرسه که کجاست و تصمیم میگیره که بره سر قبر لا- هی.

در پایگاه نظامی باقیمانده های کشور ناک رانگ خبر میرسه که هودونگ قراره بره بر سر مزار لا-هی و اونها نیز بلافاصله نقشه به دام انداختن هودونگ رو میکشند

در داخل پایتخت گوگوریو ، شعبده بازان در حال باز آوری داستان عشق ناک رانک به شاهزاده هودونگ هستند و در کل با لحن تمسخر آمیزی این موضع رو برای مردم بازگو میکنند.

این اخبار مربوط به شعبده بازان به گوش سول سو ( همسر پادشاه موهیول) میرسه و اونم که از خداشه تا هودونگ یه جورایی ضربه ببینه و از چشم پادشاه بیفته تا پسر خردسال خودش ولیعهد بشه.

به موهیول خبر میرسونند که قوم ناک رانگ به جز لا-هی یک پرنسس دیگر داشته که الان زندست و از این جور حرفها که موهیول تعجب میکنه و یهویی ملکه ( سول سو) از راه میرسه و میگه بهتره بری و از پسر جون جونیت بپرسی تا همه چی رو واست توضیح بده! موهیول هم تعجب میکنه و دستور میده که هودونگ رو صدا بزنند و نزد او بیاورند.

که در ادامه ببینید که ملکه چه جوابی رو به شاه موهیول میده

با این حرف موهیول بیشتر عصبانی میشه و فریاد میزنه که هر چه سریعتر موهیول رو بیاورید نزد من!
هودونگ هم که بر سر قبر لا-هی نشسته

و در این حین داره به این موضوع فکر میکنه که با احساسات لا-هی بازی کرده و با اینکه دوستش نداشته اما به دروغ وانمود کرده که دوسش داره تا از عشق اون اسنفاده کنه و اون طبل رو نابود کنه. خاطرات گدشته رو داره تو ذهنش مرور میکنه......



در همین حس و حاله که شورشیان ناک رانگ بهش حمله میکنند و دورش را میگیرند



در این لحظه بود که اونا با هودونگ می جنگیدند و خلاصه شرایط داشت واسه هودونگ خیلی سخت می شد. که در این حین رهبر شورشیان اومد و هودونگ هم با عصبانیت به اون گفت که ....

که فرمانده شورشیان هم در جواب بهش میگه که ...


سپس فرمانده دستور میده که هودونگ رو بگیرند و اینجا هودونگ با زیرکی هر چه تموم تر و با استفاده از هنرهای رزمی بسیار خوبش از دستشون فرار میکنه.

وقتی که هودونگ به گوگوریو بر میگرده وزیرا بهش خبر میدند که پادشاه کارت داره و این روزها باید خودت رو محکمتر نشون بدی و چونکه ولیعهد شدنت نزدیکه بعضی ها میخوان نابودیت رو ببینند. وقتی که هودونگ به حضور پادشاه میره میبینه که ملکه و پسرش که برادر ناتنی هودونگ میشه اونجا هستند. برادر کوچیکه وقتی که هودونگ رو می بینه میره پیش هودونگ و هودونگ هم اونو بغل میکنه که در این لحظه خودتون ببینید ملکه چی میگه !

و بعد هودونگ واسه اینکه از این حرف ملکه ناراحت میشه و میخواد کمی هم ملکه رو اذیت کنه برادرش رو عمدا رو به هوا پرتاب میکنه و بعد میگیره


ملکه که به شدت عصبانی شده مرتب بر سر هودونگ فریاد میزنه و همین باعث میشه که صدای پادشاه هم دربیاد و اونم به هودونگ گیر میده.

بعدش پادشاه به همه از جمله ملکه دستور میده که اتاق رو ترک کنند و میگه که فقط هودونگ بمونه. ملکه هم میره یه سری حرف مفت به هودونگ میزنه و بعدش از اتاق میره بیرون. وقتی همه بیرون رفتند هودونگ از پادشاه خواهش میکنه که به مردم ناک رانگ رحم کنه و اونا رو مورد اذیت قرار نده. (سرزمین ناک رانگ توسط گوگوریو نابود شده و مردمش به بردگی گوگوریو در آمده بودند) پادشاه با این موضوع به شدت مخالفت میکنه و میگه تو باید طرز تفکرت رو عوض کنی و به فکر خدمت به کشور و ملتت باشی. بعدش پادشاه از شایعات مربوط به هودونگ و پرنسس کشور ناک رانگ میگه و خلاصه بدجوری از دست هودونگ عصبانیه. بعدش به هودونگ میگه که شنیدم پرنسس دیگر قوم ناک رانگ ( پرنسس جامیونگ گو که هودونگ به شدت عاشق اوست ) هنوز زنده است و در صورتی تو رو ولیعهد میکنم که بری و اونو بکشی و سرش رو از تنش جدا کنی ! هودونگ با این حرف شوکه میشه و میگه که نمیتونه این کارو بکنه


اما پادشاه به اون میگه که اگه یه پسر تفکراتش مخالف شاه باشه از یه دشمن سیاسی هم برای شاه و ملتش بدتره و بعد میگه که تو در آینده پادشاه هستی و باید به فکر ملتت باشی. اینجا بود که هودونگ دیگه مجبور میشه حرف پادشاه رو قبول کنه و پادشاه هم واسه کشتن پرنسس جامیونگ گو یک شمشیر به هودونگ میده.
پرنسس جامیونگ گو هم در زیرزمین یک شعبده باز در گوگوریو مخفی شده و اونم به انتظار این نشسته که هودونگ رو تنها گیر بیاره و اونو بکشه. با اینکه پرنسس جامیونگ عاشق هودونگه اما باید برای گرفتن انتقام ملتش با هودونگ و گوگوریو بجنگه.

عمه هودونگ همراه با شوهرش برای تماشای برنامه شعبده بازان که یک نمایش عروسکی است به یه محله دیگه میرند. نمایش در مورد داستان پرنسس لاهی و شاهزاده هودونگه که به طرز طنز آمیزی این داستان رو به نمایش در می آورند. از طرفی پرنسس جامیونگ گو هم در زیرزمین همین شعبده باز مخفی شده و صدای نمایش هم به گوشش میرسه. در حینی که شعبده بازان در حال اجرای نمایش عروسکی هستند یه نفر میاد و بهشون خبر میده که شاهزاده هودونگ به اینجا اومده!

شعبده بازها هم که می ترسند که نکنه هودونگ شنیده باشه که اونا در مورد داستان او و پرنسس لاهی نمایش اجرا کردند و اومده که اونا رو بگیره ، شروع میکنند به هورا کشیدن برای شاهزاده هودونگ !

در این لحظه پرنسس جامیونگ گو هم که در زیرزمین مخفی شده صدای مردم رو میشنوه و اونم در این فکره که شاید هودونگ مکان مخفی شدنش رو فهمیده و خودش رو آماده میکنه که با هودونگ مقابله کنه

و این درحالیه که شاهزاده هودونگ فقط برای دیدن نمایش به این مکان اومده. خلاصه اینکه اتفاق خاصی اینجا نمی افته

نمایش ادامه پیدا میکنه و پرنسس جامیونگ هم در زیرزمین داره به نمایش گوش میده و اتفاق هایی که قبلا افتاده به ذهنش میاد

و اینجاست که سریال فلش بک میخوره به یک سال قبل زمانی که ناک رانگ هنوز توسط گوگوریو شکست نخورده بود. جامیونگ با پدرش در حال صحبت کردنه و پدرش در مورد حمله ای که قراره بهشون بشه با جامیونگ صحبت میکنه.

در اون زمان طبل مخصوص جامیونگ گو شهره عام و خاص بوده و موهیول پادشاه گوگوریو هم تصمیم میگره خودش شخصا قدرت اعجاب انگیز این طبل رو ببینه .( طبل جامیونگ گو طبلی بوده که زمانی که دشمنان به ناک رانگ حمله می کردند این طبل خود به خود به صدا در می اومد)

بعد از اینکه موهیول پی به قدرت فوق العاده این طبل می بره عصبانی میشه و می فهمه که با وجود این طبل نمی تونه بر کشور ناک رانگ پیروز بشه. در اون موقع است که هودونگ با فشاری که پدر و وزیران بهش میارن تصمیم میگیره برای کمک به پدرش برای نابودی قوم ناک رانگ از لاهی استفاده کنه و خوب میدونه که لاهی دلباخته ، حاضر به انجام هر کاری برایش خواهد شد.
لاهی به هودونگ میگه که بیا با هم باشیم و من تو رو خیلی دوست دارم و بدون تو نمیتونم زندگی کنم که هودونگ در جواب بهش میگه که اگر واقعا عاشق منی و میخوای با من باشی طبل جامیونگ گو رو خراب کن! لاهی عاشق و دلباخته هم پیشنهاد هودونگ رو قبول میکنه و به هودونگ میگه که به خاطر تو طبل جامیونگ گو رو نابود میکنم حتی اگه مجبور بشم به ملت و پدرم خیانت کنم !

لاهی به محافظین طبل حمله میکنه و اونا رو میشکه .....




بعد از اینکه وارد میشه و میخواد طبل رو نابود کنه پرنسس جامیونگ ( خواهرش) از راه میرسه .



جامیونگ به لاهی میگه که ....

لاهی هم در جواب میگه که شاهزاده هودونگ به من قول داده که اگه طبل رو نابود کنم گوگوریو ملت برادر ما خواهد شد و ما زیر دست گوگوریو خواهیم شد و اونا کاری با ما ندارند
پرنسس جامیونگ در جواب میگه که ....

در این حین جنگ سختی بین این دو خواهر شکل می گیره




در یک حرکت غافلگیر کننده جامیونگ لاهی رو به زمین میندازه اما اونو نمیشکه و بهش میگه اجازه میدم که پدرمون درباره تو صمیم بگیره و همین که بلنه میشه و میخواد بره لاهی از پشت یه تیر سمی رو بهش میزنه که البته چون جامیونگ یه جورایی جاخالی زد فقط یه خراش کوچیک به جامیونگ وارد میشه اما بعدش لاهی میگه که اون تیر سمی هست و تا یه مدت دیگه تو میمیری


در این وضعیت سربازان گوگوریو هم لب مرز آماده هستند تا زمانی که پرنسس لاهی طبل رو نابود کرد اونا هم حمله رو شروع کنند.

جامیونگ با اینکه تیر سمی خورده بود باز هم به لاهی حمله میکنه و باز هم اونو به دام میندازه و بهش میگه که این بار دیگه ازت نمیگذرم

در این هنگام لاهی بهش میگه که تو هم هودونگ رو دوست داری مگه نه؟ و اگه این طبل رو نابود نکنیم برای هودونگ بد میشه و خلاصه با این حرفها با ذهن جامیونگ بازی میکنه

و یه یکدفعه چاقویی رو که روی سرش مخفی کرده بود رو بر سینه جامیونگ فرو میبره



و جامیونگ هم به زمین می افته و سپس لاهی به جامیونگ میگه که ....

بعدش با یه پرش بلند در جلوی چشمان جامیونگ با شمشیرش طبلی رو که سنبل قدرت و عزت کشورش هست رو پاره میکنه . این قسمت بسیار زیبا و تکان دهنده است که تصاویرش رو در زیر گذاشتم . ( به زودی کلیپ این صحنه از قسمت اول رو هم در وبلاگ قرار میدهم)






و اینجا قسمت اول این سریال تموم میشه و در قسمت بعدی باید دید که چه بر سر این دو پرنسس خواهد آمد و بعد از نابودی طبل جامیونگ گو ، چه اتفاقات دیگری افتاده است؟
منبع : www.sat-film.blogfa.com
کلیپ رکس سونگ ایل گوک و تسو و سوسانو پنجشنبه 19 شهریور 1388
:: کلیپ جدایی جومونگ و سوسانو برای همیشه - قسمت 81 یکشنبه 15 شهریور 1388
کلیپ مرگ موگول - قسمت 81 یکشنبه 15 شهریور 1388
:: کلیپ مرگ پادشاه گوموا - قسمت 80 شنبه 14 شهریور 1388
خلاصه قسمت 81 (قسمت اخر) جومونگ شنبه 14 شهریور 1388
جومونگ موجب سرقت ۹۰ بره در جاجرم شد شنبه 14 شهریور 1388
بیوگرافی یوری پسر جومونگ(آن یانگ جون) چهارشنبه 11 شهریور 1388
سانگ ایل گوك بازیگر نقش جومونگ به ایران آمد. شنبه 31 مرداد 1388
تمرین سونگ ایل گوک ( جومونگ ) با تیم والیبال سایپا سه شنبه 13 مرداد 1388
دانلود تمام قسمت های امپراطوری باد ها(36 قسمت) دوشنبه 15 تیر 1388
دانلود جومونگ 3( قسمت 1 تا 13 ) شنبه 23 خرداد 1388
دانلود قسمت 56 تا 75 سریال جومونگ چهارشنبه 20 خرداد 1388
پشت صحنه جومونگ 3 ( افسانه جامیونگ ) سری اول دوشنبه 11 خرداد 1388
دانلود قسمت 46 تا 55 سریال جومونگ شنبه 9 خرداد 1388
اسامی بازیگران جامیونگ گو ( جومونگ 3) جمعه 8 خرداد 1388
خلاصه قسمت اول افسانه جامیونگ گو پنجشنبه 7 خرداد 1388
اینم تصاویری از بازیگران افسانه جامیونگ گو جمعه 18 اردیبهشت 1388
ثبت نویسنده در وبلاگ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388
پشت صحنه سریال جومونگ سری سوم شنبه 12 اردیبهشت 1388
اسکرین سیور از جومونگ و سوسانو شنبه 12 اردیبهشت 1388
و حالا جومونگ 3 (افسانه جامیونگ) پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388
والپر جومونگ و سوسانو دوشنبه 7 اردیبهشت 1388
اینم والپر ته سو یکشنبه 30 فروردین 1388
یك والپر زیبا از جومونگ و افرادش (موقعی برای جنگ میروند) یکشنبه 30 فروردین 1388
لیست آخرین پستها
تبلیغات

