نوع مطلب :حذفیات جومونگ ،عمومی ،تصاویر پشت صحنه جومونگ ،تصاویر سریال ،دانلود سریال جومونگ ،خلاصه قسمت های افسانه جامیونگ گو ،
نوشته شده توسط:مدیر کل
خلاصه قسمت 81 (قسمت اخر) جومونگ
همه برای جنگ اماده میشن و جومونگ هم دستور میده برای اینکه یانگ چو و تسو خبردار نشن که قراره ما حمله کنیم بریزین تو خونه ی جاوسایی که در گوگوریو هستن و همشون رو بکشین
سوسالنو هم دارن با افرادش در مورد تجهیزات جنگی و اماده کردن اونا صحبت میکنن تا در جنگ با مشکلی مواجه نشن
اقای هوانگ هم داره با افرادش در مورد تاکتیکای جنگی بحث میکنن که یکی از اونا میگه از کجا معلوم که جومونگ کی میخواد به مات حمله کنه که ماهوانگک میگه خیالتون تخت جاسوسایما گفتن جومونگ تا 1 ماه دیگه حرکت نمی کنه
تسو در جمع همه اعلام میکنه من میخوام با گوگوریو متحد بشم.که نارو میاد و میگه دشمن پادگانهای مرزی رو محاصره کردهو تسو به یاد حرفهای جومونگ میفته و میگه آروم باشیدچون من و جومونگ قبلا در این باره نقشه کشیدیم و در ادامه تسو و یونگ پو با مادرشون خداحافظی میکنن و همراه با ارتش راهی گوگوریو میشن
تسو پیش جومونگ میره و میگه همون طور که انتظار داشتیم هان داره تو تله ما میفته و در نتیجه قرار بر این میشه که اول گو هیون سو حمله کنند
بقیه در ادامه مطلب همراه با خلاص تصاویر
همه برای جنگ اماده میشن و جومونگ هم دستور میده برای اینکه یانگ چو و تسو خبردار نشن که قراره ما حمله کنیم بریزین تو خونه ی جاوسایی که در گوگوریو هستن و همشون رو بکشین
سوسالنو هم دارن با افرادش در مورد تجهیزات جنگی و اماده کردن اونا صحبت میکنن تا در جنگ با مشکلی مواجه نشن

اقای هوانگ هم داره با افرادش در مورد تاکتیکای جنگی بحث میکنن که یکی از اونا میگه از کجا معلوم که جومونگ کی میخواد به مات حمله کنه که ماهوانگک میگه خیالتون تخت جاسوسایما گفتن جومونگ تا 1 ماه دیگه حرکت نمی کنه

تسو در جمع همه اعلام میکنه من میخوام با گوگوریو متحد بشم.که نارو میاد و میگه دشمن پادگانهای مرزی رو محاصره کردهو تسو به یاد حرفهای جومونگ میفته و میگه آروم باشیدچون من و جومونگ قبلا در این باره نقشه کشیدیم
و در ادامه تسو و یونگ پو با مادرشون خداحافظی میکنن و همراه با ارتش راهی گوگوریو میشن

تسو پیش جومونگ میره و میگه همون طور که انتظار داشتیم هان داره تو تله ما میفته و در نتیجه قرار بر این میشه که اول گو هیون سو حمله کنند
ماهواتنگ و ژنرال ها هم دارنم تو اردوگاه حسابی خوش میگذرونن و میگن و مشروب میخورن که یه نفر میاد و میگه جومونگ و تسو و افرادون به گو هیون سو حمله کردن و ماهواتنگ و دیگران هم با شنیدن اینح رف شاخ در میارن و ماهوانگ هم که میبینه دیگه رو دست خورده یه نامه برای نیروهای کمکیشون میفسته تازودتر خودشونو برسونن

بو هم میاد و به جومونگ میگه دشمن نیروهاش رو در لیادونگ مستقر کرده.جومونگ هم دستور تشکیل جلسه رو میده.

در جلسه تسو. اول از همه میگه اگه نیروهای کمکی بهشون ملحق بشه تعدادشون از ما بیشتر میشه پس باید هر چه زودتر بهشون حمله کنیم

و در نتیجه ارتش هر دو کشور در مقابل هم صف ارایی میکننتو جومونگ دستور حمله رو میده و جنگ اغاز میشه و با وجود تعداد زیاد ارتش ماهوانگ اونا چند دقیقه بعد از جنگ وقتی میبینن افراد جومونگ دارن برشون غلبه میکنن فرمنان عقب نشینی میدن

ولی موگول همراه با جند نفر اونا رو دنبال میکنه تا نتونن فرار کنن ولی وسط راه افراد ماهوانگ که کمین کرده بودن سر میرسن و موگول رو محاصره میکنن . ماهوانگ به موگول میگه تسلیم شو ولی موگول مقاومت میکنه و شروع با جنگیدن با اوئنا میکنه و در نهایت با دو زخم عمیقی که برش وارد میکن روی زمین زانو میزنه و یکی از سربازا هم میخواد دیگه سرشون از تنش جدذا کنه کهع یه تیر میاد و صاف میخوره به سربازه و ماهوانگ و بقیه هم وقتی میبینن جومونگ داره میاد از اونجا فرار میکنن


جومونگ و اویی وقتی میبینن موگول زخمی دن از اسب میان پایین و جومونگ موگول رو تو بغلش میگره و موگول هم اول به اویی میگه برادر خیلی دوست دارم وبعد هم میگه فرمانده وئ میمیره و جومونگ و اویی هم از طرز عصبانیت فریادی میکشن که نگو و نپرس

شب نیروی کمکی لیاودانگ به اردوگاه هان میرسه.ماهوانگ هم میگه برای یه جنگ بزرگ آماده بشید

.فراد صبح دوباره یه جنگ بزرگ سر میگیره در میان جنگ جومونگ متوجه ماهوانگ میشه و میره تا انتقام موگول رو بکشه جومونگ سربازا رو از دم میکشه و بعد هم با این پرش استثنایی و خارق العاده و یکمم تخیلی خودش یه راست میپره رو سر ماهوانگ

و با شمشیرش اونو میکشه و بعد هم این نگاه غضبناک رو بهش میکنه و به این ترتیب گوگوریو بویو ارتش ماهوانگ رو شکست میدن


شب جشن بزرگی در اردوگه گرفته میشه و در جلسه هم جومونگ با بقیه کلی شراب میخورن و از همه هم به خاطر تلاش هاشون تشکر میکنه و بعد هم وقتی میبینه شونش دوباره درد گرفته میاد بیرون و میره یه گوشه که سوسانو طبق معمول اونو میبینه

و میاد پیشش و جومونگ بهش میگه به خاطر زحماتت ازت تشکر میکنم وئ سوساونا هم بهش میگه عالیجنا ب جومونگ شما اولین مردی بودین که من عاشقش شدم و به من برای زندگی هدف واقعی رو شناسوندین پس فکر کنم من از شما تشکر کنم بهتره باشه جومونگ هم با شنیدن این حرفا ته قلبش عشق دیرینش به سوسان ورو به یاد میاره

و جومونگ به گوگوریو بر میگرده و سویا و همه از اونو افرادش استقبال میکنن

شب پزشک پیش جومونگ میره و زخم جومونگ رو معاینه میکنه و میگه عفونت به استخونهای شما هم رسیده.باید استراحت کنید ولی جومونگ میگه حق نداری به کسی در مورد مریضی من حرفی بزنی

سوسانو هعم میره پیش یونتابال و سایونگ و بهشون میگه من نمیخوام شاهزاده ها سر سلطنت با هم بجنگن و یا اینکه به خاطر وجحود سویا بر سر ملکه بودن دعوا بشه برای همین میخوام همراه اونجو و بیروا از اینجا به جنوب برم و یه کشور جدید بسازم
و بعد هم میره پیش پسراش و قضیه زندگی کردن در جنوب رو به اونا هم میگه

جومونگ پیش سوسانو میره و سوسانو هم اول از همه از اون گذشته ها میگه : اگه بخوالهید حقیقت رو بدونید موقعی که من در کاروان تجاری بودم و شما هم ادعای شاهزادگی میکردید و به من گفتید دوستم دارید بهترین زمان عمرم بود جومونگ هم با شنیدن این حرفا احساسی میشه و میگه با این که بعدش نتونستم بهت برسم ولی وتی که با تو بودم بهترین لحظه های ندگکی منم بود و سوسانو ه ماینجا دیگه میره سر اصل مطلب و میگه من میخوام گوگوریو رو ترک کنم.و همراه بیریو و اون جو یک کشور جدید بسازم.خواهش میکنم به من اجازه بدین از اینجا برم چون خودتون میدونید که دعوای بین شاهزاده ها ممکنه سر بگیره و دعوای حزب جولبون با ارتش دامول بر سر ملکه جومونگ هم میگه ما نگران دعوای شاهزاده ها نباشین من خودم قبلا شاهزاده بویو بودم برای همین میدونم با ید چی کار کنم تا این مشکلات به وجود نیاد ولی سوسانو برای رفتن پافشاری میکنه

جومونگ بدبخت ما هم شب خوابش نمیبر هو هم داره جسمی درد میکشه { به خاطر همون درد شونش و انا } و هم داره روحی زجر میکشه {{ به خاطر اینکه عشق قدیمی اش میخواد از پیشش بره }

و هیوب بو هم خبر اینکه سوسانو میخواد ز اینجا بره رو میشنوه و میره پیش سایونگ و میگه من شنیدم سوسانو میخواد از اینجا بره تو هم میخوای باها بری سایونگ هم میگه اره و اینجاهیوب پو سرش رو مگیره و پایی و داره گریش میگیره که سایونگ میگه حتی اگه من برم هم تا اخر عمرم به یاد تو هستم { واقعا این سکانس هم در نوع خودش احساسی بود و اهنگ قشنگی هم داشت

خب حالا همون طور که قو.ل داده بودم که رابطه بین هیوب پو وسایونگ رو بگم براتون میگن
اولین دیدار هیوپ بو و سایونگ وقتی بود که جومونگ با این سه تا برادرش دعواشون میشه و هرکدوم یه طرف میان و هیوب بو هم میاد جولبون برای کار که سایونگ رو میبینه و هر دو بهم علاقه مند میشن و این رابطه ها ادامه پیدا میکنه و بارها همیدگه رو میبینن و وقتی یکدومشون میره یه جایی دلشون واسه هم دیگه تنگ میشه و از این جور چیزا که تو حذفیات قسمت ها به طور دقیق به اونا اشاره کردیم و حالا موضوع اینه که سایو.نگ دختره یا پسر راستش ما هم که این فیلمو دیدیم نفهمیدیم اخرش این دختره یا پسر که همون طور که خودتون گقتین تو تی وی ژسره ولی تو اصل فیلم تقریبا میشه گفت یه دختر 
خب بریم سراغ ادامه قسمت ... سویا وقتی از یوری میشنوه سوسانو میخواد گوگوریو رو ترک کنه میره
پیشش و بهش میگه اگه بخاطر من و یوری داری از اینجا میری بهتره نری چون من و یوری اینجا رو ترک میکنیم نه تو .اما سوسانو میگه شنیدم خیلی وقت پیش وقتی میخواستی بیای جومونگ رو ببینی وقتی جشن عروسی ما رو دیدی بخاطر اتحاد گوگوریو سالهای زیادی رنج کشیدی.من از اینجا میرم ولی تو باید پیش جومونگ بمونی
جلسه ای گذاشته میشه و همه میگن باید سوسانو نظرش عوض بشه چون ما نمیزاریم از اینجا برمی که سوسانو میاد داخل و میگه من نظرم رو عوض نمیکنم پس خواهش میکنم بزارین من به جنوب برم

در بویو هم تسو در حال دعا کردن تا خداوند بدبختی ها یی که در بویو هست رو از بین ببره
جومونگ هم که از رفتن سوسانو خیلی ناراحته موپالمو رو احضار میکنه و بهش میگه موپالمو اگه یه چیزی ازت بخوام انجام میدی اونم میگه هر چی بشه که جومونگ میگه با سوسانو به جنوب برو و برای به وجحود اورد نیه کشور جدید بهش کمک کن موپالمو هم با تونجه به عالاقه ای که به جومنوگ داره به شدت مخالفت میکنه ولی جومونگ اخرش اونو راضی میکنه که با سوسانو بره جنوب

و وقیت هم که سوسانو میخواد بره جومونگ بهترین محافظ ها رو بهش میده و موپالمو هم میاد جلو و میگه منم باهاتون میام و همه از سوسانو و افرادش خداحافظش میکنن و اونجا رو ترک میکنن
ولی احساسی ترین صحنه قسمت اخر : وقتی سوسانو اونجا رو ترک میکنه جومونگ اسبش رو برمیداره و میتازونه طرف قله کوه و وقتی میرسه اونجا میبینه سوسانو و افراد دارن از اونجا رد میشن و اونم حسابی سوانو اولین عشقش ر و تماشا میکنه و گریه میکنه { وای خدا من بیشتر از 100 بار این صحنه رو دیدم خیلی غم اتنگیز و احساسیه با این اهنگی هم که تو این سکانس میزنه دیگه حرف نداره . کلیپش رو گذداشتم حتما دانلود کنید

و اینجا پایان کار سریال افسانه جومونگ هست

سرگذشت شخصیت های اصلی سریال :
بیروا و اونجو با کمک مادرشون تونستن در جنوب یه کشور جدید بسازن

تسو هم به دشمین با جومونگ ادامه داد و در اخر توسط موهیول{ نوه ی جومونگ در امپراطوری بادها } کشته شد

جومونگ قهرمان ما هم بعد از اینکه تاج و تخت رو به یوری واگذار کرد به خاطر بیماری که داشت فت کرد جومونگ در اون زمان 40 سال بیشتر نداشت
کلیپ رکس سونگ ایل گوک و تسو و سوسانو پنجشنبه 19 شهریور 1388
:: کلیپ جدایی جومونگ و سوسانو برای همیشه - قسمت 81 یکشنبه 15 شهریور 1388
کلیپ مرگ موگول - قسمت 81 یکشنبه 15 شهریور 1388
:: کلیپ مرگ پادشاه گوموا - قسمت 80 شنبه 14 شهریور 1388
خلاصه قسمت 81 (قسمت اخر) جومونگ شنبه 14 شهریور 1388
جومونگ موجب سرقت ۹۰ بره در جاجرم شد شنبه 14 شهریور 1388
بیوگرافی یوری پسر جومونگ(آن یانگ جون) چهارشنبه 11 شهریور 1388
سانگ ایل گوك بازیگر نقش جومونگ به ایران آمد. شنبه 31 مرداد 1388
تمرین سونگ ایل گوک ( جومونگ ) با تیم والیبال سایپا سه شنبه 13 مرداد 1388
دانلود تمام قسمت های امپراطوری باد ها(36 قسمت) دوشنبه 15 تیر 1388
دانلود جومونگ 3( قسمت 1 تا 13 ) شنبه 23 خرداد 1388
دانلود قسمت 56 تا 75 سریال جومونگ چهارشنبه 20 خرداد 1388
پشت صحنه جومونگ 3 ( افسانه جامیونگ ) سری اول دوشنبه 11 خرداد 1388
دانلود قسمت 46 تا 55 سریال جومونگ شنبه 9 خرداد 1388
اسامی بازیگران جامیونگ گو ( جومونگ 3) جمعه 8 خرداد 1388
خلاصه قسمت اول افسانه جامیونگ گو پنجشنبه 7 خرداد 1388
اینم تصاویری از بازیگران افسانه جامیونگ گو جمعه 18 اردیبهشت 1388
ثبت نویسنده در وبلاگ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388
پشت صحنه سریال جومونگ سری سوم شنبه 12 اردیبهشت 1388
اسکرین سیور از جومونگ و سوسانو شنبه 12 اردیبهشت 1388
و حالا جومونگ 3 (افسانه جامیونگ) پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388
والپر جومونگ و سوسانو دوشنبه 7 اردیبهشت 1388
اینم والپر ته سو یکشنبه 30 فروردین 1388
یك والپر زیبا از جومونگ و افرادش (موقعی برای جنگ میروند) یکشنبه 30 فروردین 1388
لیست آخرین پستها
تبلیغات

